|
من آن کس که می خواستم باشم نشدم،آنکس که شده بودم نماندم،آنکس که بودم هم نیستم
|
وطنم...وطنم...وطنم...:((
کلاسای دوره پیشرفته ی عکاسیمو گذاشتم واسه ترم بهار...ثبت نام کردم ولی ترجیح دادم نرم چون حوصله شو نداشتم هنوز شهریه م رو هم پس نگرفتم...چون وقت نمی کنم همه ش خوابم یا پای نت یا تو تختخواب...به به چه دختر ماهی...!اصنم واسم مهم نیس چرا همه ش فک می کردم اینجوری بده...آقا من دوست دارم دلم می خواد شبا بیدار باشم روزا بخوابم کی گفته اصن یه آدم درس حسابی حتمن باید شب بخوابه روز فلان...هان ؟
تازشم سه کیلو هم کم کردم نه رژیم گرفتم نه کلاس ورزشی رفتم قبلنا یه کوچولو پیاده روی و اینا هم می کردم الان همونم بی خیال
طی یه ماه اخیر حتا یه خط کتاب هم نخوندم...یه فیلم هم ندیدم...چرا یه فیلم ایرونی دیدم اونم فقط به خاطر بازیگرش...هه هه هه
یه سریال جدید هم گرفتم البته خواهرم لطفیده و گرفته این ،هنوز ندیدمش...تلفن هیچ کدوم از دوستامو جواب نمی دم هیچ مهمونی نرفتم جز شب یلدا که خب اونم فقط خوردمو و خوردمو و خوردم همین
تازشم تو این هیر و ویر یکی گیر داده به ما که با هم دوست شیمو و فلان...دوست که هستیم دوست ِدوس.ت پسر ِدوست خواهرم ها ها ها... ولی کی حال داره...دوس.ت پسر داشتن آخه دردسرهای خاص خودشو داره ملتفتید که...؟!::دی
ولی دارم روش فک می کنم...یهو دلم تنگید واسه همه چیش...قهر و آشتی هاشو...و همه چیش خلاصه
بعدم اینکه گفته بودم که کارم هم به فنا رفت همینجور الکی ه الکی...بی خیال بابا کار می خوام چی کار...ک.ص خوا.ر مادر دنیا...والا
پ.ن:عکس مربوط به همون سریالی که گفتم
همچون طبیعت
مفهوم ناگزیر صریحی دارد
او با شکستن من
قانون صادقانه ی قدرت را
تأیید می کند
او وحشیانه آزاد ست
مانند یک غریزه ی سالم
در عمق یک جزیره ی نامسکون
.
معشوق من
انسان ساده ایست
انسان ساده ای که من او را
در سرزمین شرم عجایب
چون آخرین نشانه ی یک مذهب شگفت
در لابلای بوته هایم
پنهان نموده ام
«فروغ فرخزاد»
ووواااااای صداش محشرتر و خوشگل ترتر ازاون چیزیه که تو فیلماش دیدم...
کلن،دارای روح لطیفی می باشند و دوستی بسیار خوب.هر چند ۳ هفته بیشتر نیس که منو می شناسه ؛)
همین اواخر،یه چیزی باعث شد که خوشیهام، زندگیم، همه چی م دودمان بشه بره هوا...به همین راحتی.
و در حال حاضر،ما یه عدد انسان پلاسیده ی افسرده ی از صبح تا شب پای نت بشین ه گه شدیم همین.باز باید دوباره همه چیو از اول شروع کنم...حالا کی؟چه وقت؟هر وقت که از میزان قابل توجهی از ک.و.ن گشادیمان کم شد.الان حوصله ی خودم رو هم ندارم چه برسه،بگذریم...تا اون یکی تولدم چند ماهی مونده،تا اون موقع حتمن آدم می شم.هــــــــــــــــــــــــی...:(
Photo by:ebrahim heidari